قیمت فوب چیست؟FOB   

فوب(FOB) به معنی قیمت تا لحظه تحویل روی کشتی است.

البته بنابر قوانین بین‌المللی در شرایط فوب فروشنده وظیفه دارد تمامی هزینه‌های کالا را تا محل حمل اصلی (با کشتی یا هواپیما یا راه آهن) متقبل شود و تمامی هزینه‌های بعد از این مرحله اعم از کرایه حمل، بیمه، تعرفه‌های وارداتی و ... را خریدار متقبل می‌شود.

همچنین مفهوم قیمت‌گذاری بر پایه فوب خلیج فارس به معنای قیمتی است که زمان تحویل به کشتی در این منطقه پرداخت می‌شود

دامپینگ چیست؟

دام‍پینگ عبارت است از صادرات یک کالا با قیمت کمتر از هزینه‌های تمام شده یا به عبارتی دیگر فروش کالا در خارج به قیمتی کمتر از قیمت داخلی.

از نظر تقسیم بندی 3 نوع دامپینگ وجود دارد که از عبارتند از:

دامپینگ مستمر یا دائمی

دامپینگ مستمر یا دائمی تمایل یک انحصار‌گر داخلی برای حداکثر کردن سود خود با فروش کالا به قیمتی بالا در بازار داخلی که فاقد محدودیت‌های تجاری یا هزینه‌های حمل‌ونقل است نسبت به قیمت خارجی که تحت‌تأثیر رقبای قدرتمند خارجی است ناشی می‌شود در این مورد می‌شود بازار خودرو در ایران را مثال زد که مثلا قیمت خودروهای ایرانی در بازارهای خارجی به‌مراتب پایین‏تر از قیمت همان خودروها در ایران است یا حتی شرکت سامسونگ که زمانی گوشی‌های موبایل خود را ۲۵ درصد ارزان‌تر در ایران نسبت به کشور خود می‌فروخت.

دامپینگ مخرب یا غارتگر

دامپینگ مخرب یا غارتگر عبارت است از فروش موقتی کالا در خارج به قیمت کمتر از قیمت داخل یا حتی با ضرر و فروش آن به قیمت کمتر از هزینه‌های تولید برای بیرون راندن رقبای دیگر و یا از بین بردن صنعت داخلی یک کشور. بنابراین بعد از بی‌رقیب شدن در بازار کالای مذکور قیمت‌ها جهت کسب سود حاصل از قدرت انحصاری بالا می‌رود. به‌عنوان مثال می‌شود از اقدام شرکت‌های چینی در بازار پوشاک و سایر کالاها را نام برد.

دامپینگ تصادفی

دامپینگ تصادفی، عبارت است از فروش اتفاقی یک کالا در بازار خارجی به قیمت کمتر از بازار داخلی برای تخلیه مازاد پیش‌بینی نشده کالاها به این دلیل که این مازاد باعث کاهش قیمت در بازار داخلی نشود، در واقع زمانی که اضافه تولید فروخته شد دامپینگ متوقف می‌شود.

ایجاد محدودیت‌های تجاری در بازار رقابتی ناسالم جهت حمایت از صنایع داخلی مجاز شناخته شده است. این محدودیت‌ها اغلب به‌صورت عوارض ضد‌دامپینگ و یا تهدید به وضع این عوارض خود را نشان می‏دهد.به هر حال تعیین نوع دامپینگ مشکل است و تولید‌کنندگان در مقابل هر نوع دامپینگی از بازار داخلی حمایت می‏کنند.با این کار واردات محدود می‌شود و تولید و سود عرضه‌کنندگان داخلی افزایش می‏یابد.امکان دارد در دامپینگ مستمر یا تصادفی سودی که بابت پایین بودن قیمت نصیب مصرف‌کننده می‌شود بیش از زیانی باشد که تولید‌کننده می‏بیند.

طی دهه 90 ژاپن اقدام به دامپینگ در قیمت محصولاتی چون تلویزیون و فولاد در بازار آمریکا و محصولاتی مثل اتومبیل و فولاد در بازار اروپا کرده است.بسیاری از کشورهای صنعتی مانند کشورهای عضو اتحادیه اروپا در نظر دارند از دامپینگ مستمر برای مازاد محصولات کشاورزی خود استفاده کنند.اگر استفاده از دامپینگ از طرف یک کشور یا شرکت اثبات شود کشور یا شرکت مزبور اقدام به افزایش قیمت خود خواهد کرد. مانند آنچه در سال ۱۹۷۶ و ۱۹۷۷ از شرکت فولکس واگن آلمان و تولیدکنندگان تلویزیون ژاپنی دیده شد تا با سیاست‌های ضد‌دامپینگ مواجه نشوند.

در سال ۱۹۷۸ دولت آمریکا یک مکانیسم شلیک قیمت را معرفی کرد با وجود چنین مکانیسمی هزینه فولادی که به آمریکا وارد می‌شود پایین‏تر از کمترین هزینه‌ تولید‌کنندگان خارجی مانند کره در اواخر دهه 80 خواهد بود.چنانچه دامپینگ کشف شود دولت آمریکا یک معافیت مالیاتی برای تولیدکنندگان داخلی صنعت فولاد در نظر می‏گیرد و این کار باعث می‌شود که قیمت فولاد وارداتی برابر با پایین‏ترین هزینه تولید در داخل کشور شود.

چهار حقیقت مسلم دربارۀ مشتریان

1- مشتری یعنی رئیس.
۲- مشتری سود است و هر چیز دیگر هزینۀ سربار.
۳- مشتری یعنی كسب و كار، كسب و كار یعنی مردم، مردم یعنی مشتری.
۴- هدف سازمان شما ایجاد مشتری است.

فرآیند انتقال ارزشها به مشتری

بررسی های به عمل آمده نشانگر این واقعیت است که هر قدر شرکتی از نظر اطلاعات بازاری غنی تر باشد ، در انتقال ارزش محصولات به مشتری موفق تر خواهد بود ، در نتیجه به نتایج پربارتری دست خواهد یافت . بنابر این باید شرکت هایی که واقعا معتقد به جهت دهی بازار هستند از شرکت هایی که صرفا به این شیوه به عنوان روش کار و یا شیوه ای مطابق با شرایط روز می نگرند ، مجزا گردند .
● چهار عامل زیر که به نوبه خود بر یکدیگر تأثیر می گذارند موجب تمرکز فعالیت های تجاری در بازار می شوند :
۱ – ارزش ها
۲ – قابلیت درک بازار و برقراری ارتباط با مشتری
۳ – فرایندهای تفکر و تصمیم گیری استراتژیک
۴ – انسجام ساختارها و نظام ها
در واقع اجرای این مجموعه که در تعادل با یکدیگر قرار دارند ، شرط اساسی انتقال ارزش به مشتری محسوب می شود . قابل ذکر است که عامل نخست یعنی نظام ارزش های مدیریت سه عامل دیگر را تحت تاثیر قرار می دهد . قابل انعطاف بودن طرح ، آمادگی مقابله با خطرات احتمالی ، برخورداری از روحیه تجاری و گزینش یک نظام خارجی به عنوان یک مرجع از ضروریات این نظام به شمار می روند . پژوهش های انجام گرفته بر روی ۴۰۰ شرکت انگلیسی نشان می دهد شرکت هایی که اصول مزبور را رعایت کرده اند ، توانسته اند به نتایج مطلوب تری دست یابند . چرا که ایجاد شناخت در مشتری زیربنای امور یک شرکت را تشکیل می دهد . کلیه فعالیت هایی که برای شناخت شرایط بازار صورت می گیرد ، اصول مذکور را در جهتی سوق می دهد که منجر به کسب امتیازات بیش تر در بازار رقابت شود.

راه های تبدیل خریداران به مشتریان دائمی

اگر مشتریانی دارید که به طور منظم از شما خرید می کنند یا محصولی مصرفی دارید که مشتریان دوباره از شما خرید می کنند، می توانید آن ها را به مشترک تبدیل کنید. با ساخت یک برنامه فروش مستمر، می توانید خدماتی را به صورت ماهانه یا هفتگی، به طور منظم انجام دهید. سعی کنید خریداران را به مشترک تبدیل کنید. تحویل و پست محصولات، طبق برنامه ای منظم بسیار آسان تر است و همنچنین اشتراک سود زیادی دارد، زیرا کار مشتری با یکبار خرید، به پایان نمی رسد و هربار به فروش دوباره نیازی ندارید.

سیستم اشتراک از بسیاری جهات صرفه جویی مناسبی است و از مراجعات زیاد به پست برای ارسال کالا، تماس های زیاد برای سفارش دوباره و... جلوگیری خواهد شد.

حتی می توانید اشتراک هایی بدون محدودیت زمانی ایجاد کنید، یعنی اشتراکی که تا زمان لغو آن توسط خریدار ادامه پیدا کند. استفاده ازاشتراک فقط به نشریات محدود نمی شود.

برنامه های اشتراک به دو صورت است، با پایان مشخص و بدون پایان مشخص. اشتراک های با پایان مشخص می تواند مثلا یکساله باشد. اشتراک های بدون پایان مشخص تا زمانی که مشتری رضایت داشته باشد، ادامه پیدا می کند. نحوه پرداخت مشتری نیز می تواند یا به صورت ماهانه باشد و یا در ابتدای اشتراک تمامی وجه به صورت یکجا دریافت شود.و در هر سیستم اشتراک، درصدی از مشتریان، اشتراک را متوقف خواهند کرد. بنابراین، سعی کنید بهترین محصول و خدمات را ارائه دهید تا این میزان کاهش یابد.

اگر تولیدکننده هستید و به طور منظم محصولاتی را به فروشگاه ها ارائه می کنید، می توانید سیستم اشتراک ماهانه درست کرده و همیشه در روز معینی محصولات را ارسال کنید و به مشترکان این تضمین را ارائه دهید که درصورت کمبود محصول تولیدی، سهم آن ها محفوظ خواهد بود و به موقع به دستشان خواهد رسید. حتی می توانید برخی از محصولات را فقط از طریق سیستم اشتراک بفروشید، یعنی فروش بدون اشتراک نداشته با شید. یکی از روش های جالب و ابتکاری برای اشتراک، تقسیم کردن یک محصول گران قیمت به چند قسمت و ایجاد اشتراک برای آن هاست، فرض کنید، محصولی آموزشی دارید که شامل 10 دی وی دی است و آن را به قیمت صد هزار تومان می فروشید. می توانید این محصول را به 10 بخش تقسیم کرده و به مشترکان، هر ماه یک DVD را با قیمت 10 هزار تومان ارائه دهید. به این ترتیب محصولی گران را به خریدارانی که توانایی پرداخت کل هزینه را ندارند، به صورت تدریجی می فروشید. سریال قهوه تلخ با این روش فروخته می شود. اگر مجموعه قهوه تلخ با قیمت 77هزار تومان فروخته می شد، افراد کمتری می خریدند، ولی با استفاده از روش اشتراک، بسیاری از مخاطبان حاضرند هفته ای 2500 تومان بپردازند.

البته، مسلما این روش برای همه محصولات قابل استفاده نیست. مثلا سعی نکنید یک چرخ گوشت را به چند قسمت تقسیم کرده و آن را از طریق اشتراک بفروشید! اگر چنین کاری را انجام دادید، مسئولیتش با خودتان است!

1 – استفاده از سیستم های عضویت

در مواردی که نمی توانید از سیستم اشتراک برای تبدیل خریداران به مشتریان دائمی استفاده کنید، شاید بتوانید از سیستم عضویت استفاده کنید، به خاطر داشته باشید که هدف این استراتژی آن است که مشتریان دوباره به شما مراجعه کنند. این کار با راه اندازی سیستم عضویت میسر می شود. مثلا صاحبان رستوران ها می توانند برای مشتریانی که برای اولین بار به آنان مراجعه می کنند، کارت عضویت صادر کنند و افرادی که عضو می شوند متناسب با وفاداریشان پاداش بگیرند. مثلا اگر فردی برای بار دوم به همان رستوران مراجعه کند یک نوشابه رایگان، و در سومین بار سالاد رایگان دریافت کند. با کمی ابتکارعمل می توانید سیستم عضویت را در بسیاری از مشاغل بکار گیرید. حتی فروشندگان کت و شلوار نیز می توانند از راه اندازی سیستم عضویت استفاده کنند. مزیت بسیار مهم راه اندازی سیستم عضویت آن است که اطلاعات مشتریان در اختیار شما قرار خواهد گرفت. اگر به یاد داشته باشید یکی از مهم ترین کارها برای افزایش فروش، جمع آوری اطلاعات مشتریان است. در مکان هایی مانند رستوران ها که مشتریان معمولا اطلاعات شخصی را ارائه نمی دهند، عضوگیری می تواند این مشکل را برطرف کند.

2 – مشتریان غیرفعال را دوباره فعال کنید

تقریبا در تمامی کسب و کارها، مشتریانی وجود دارند که غیرفعال هستند، یعنی در گذشته از شما خرید می کرده اند، اما اکنون هیچ خریدی انجام نمی دهند. مشتریان غیرفعال می توانند، مانند معدن گنجی باشند که برای استخراج آن هیچ فعالیتی نکرده اید! پس همین الان استخراج را شروع کنید. فهرست مشتریان غیرفعال را تهیه کنید. شاید از مشاهده تعداد زیاد این مشتریان متعجب شوید. با تمامی آن ها تماس بگیرید و آخرین تاریخ خرید آن ها را یادآوری کرده و محصول یا خدماتی جدید را به آن ها معرفی کنید. حتی می توانید برای آن ها یک تخفیف ویپه یا خدماتی رایگان برای شروع دوباره همکاری درنظر بگیرید. خواهید دید که درصد قابل توجهی از آنان، همکاری را از سر خواهند گرفت. اگر پزشک هستید می توانید مشتریان گذشته را به یک معاینه کوچک رایگان، برای سلامتی بیشتر دعوت کنید و ارتباط با آن ها را دوباره شروع کنید تا در موارد بعدی به شما مراجعه کنند. برای آنان به زبانی ساده توضیح دهید که چگونه با مراجعه منظم به پزشک و انجام آزمایش های ضروری می توانند همواره از سلامتی بهتری برخوردار شوند.

3 – روش های دیگر فعال سازی مشتریان غیرفعال

1– یکی از موثرترین روش ها آن است که مدیر شرکت شخصا با مشتریان غیرفعال تماس گرفته و دلیل عدم همکاری را بپرسد و بگوید که آیا می تواند کاری انجام دهد تا مشکل مشتری حل شده و داد و ستد دوباره آغاز شود؟ این روش تاثیر عمیقی بر مشتریان می گذارد.

2 – اگر مشتریان دلیل موجهی برای عدم ادامه همکاری با شما دارند، مثلا در تحویل کالا دقیق عمل نکرده اید، نامه ای به مشتریان غیرفعال بفرستید و ابراز تاسف کنید که همکاری ادامه پیدا نکرده است و از آن ها بخواهید اگر نظری یاپیشنهادی برای بهتر شدن شیوه کسب و کارتان دارند، به شما اعلام کنند.

3 – با مشتریان غیرفعال مانند بهترین مشتریان خود رفتار کنید. مثلا برای آن ها پیامی بفرستید که برای مشتریان خاص، یک فروش ویژه در نظر گرفته شده و آنان را تشویق کنید تا این فرصت را از دست ندهند.

4 – پیشنهادی متناسب با نیازهای مشتری ارائه دهید. اگر آخرین سفارش های مشتریان غیرفعال را بررسی کنید، درخواهید یافت که آنان به چه محصولاتی علاقه بیشتری داشته اند. فروش ویژه ای را ترتیب دهید که دقیقا مطابق با نیازهای این مشتریان باشد و به آنان توضیح دهید که خرید از شما باعث صرفه جویی در وقت و هزینه خواهد بود.

5 – مشتریان غیرفعال را به فروشگاه خود یا گردهمایی دعوت کنید یا سمینار یک ساعته ای ترتیب دهید تا علاقه مندان بتوانند در آن شرکت کنند و روابط تجاری از سر گرفته شود. البته قبل از پایان برنامه پیشنهاد خاصی ارائه دهید و آنان را به انجام معامله ترغیب کنید.

به طور خلاصه، به هر طریقی که می توانید به مشتریان غیرفعال خود رشوه دهید تا به مشتریان فعال تبدیل شوند. مشتریان همواره دوست دارند موردتوجه قرار گیرند. پس این توجه را با مشاوره رایگان، ارسال رایگان، تخفیف ویژه و هر چیزی که فکر می کنید برای آن ها قابل توجه باشد، نشان دهید حتی اگر مشتریان با اولین تماس یا نامه، فعال نشدند، ناامید نشوید. در فرصتی دیگر، مثلا دو هفته بعد، دوباره با آن ها تماس بگیرید و پیشنهادی دیگر ارائه دهید. نیازهای مشتریان در حال تغییر است، شاید محصولی که در گذشته هیچ علاقه ای به آن نداشتند، حال برایشان بسیار جذاب و جالب باشد و حتی به دنبال خرید آن باشند. پس هیچگاه رد شدن از طرف مشتری را رد شدن نهایی در نظر نگیرید و بها رتباط با آنان ادامه دهید. حقیقت آن است که تداوم و پایداری در حفظ ارتباط با مشتری همواره پاداش به همراه دارد. پس تا زمانی که بودجه و امکانات شما اجازه می دهد به ارتباط خود از طریق تلفن، ایمیل، نامه و... ادامه دهید. بسیاری از افراد در پنجمین یا ششمین تماس خرید خود را انجام می دهند.



4 – فرایند خرید مجدد را برای مشتری آسان تر کنید

یکی از روش های فوق العاده برای افزایش فروش، آسان تر کردن فرایند خرید برای مشتری است. بسیاری از فروشندگان فروش دوم را از دست می دهند، زیرا خرید دوباره به اندازه خرید اول سخت و وقت گیر است.

در منطقه ما سه پیتزافروشی با کیفیت عالی وجود دارند، یکی از آنان کار خود را به تازگی شروع کرده است. وقتی برای دومین بار برای سفارش پیتزا با آنان تماس گرفتم، خانمی مودب سلام کرد، نام مرا گفت و منتظر دریافت سفارش ماند. پس از دادن سفارش، او توضیح داد که نیازی به گفتن آدرس نیست، زیرا وقتی دفعه قبل با همین شماره تلفن سفارش داده ایم، آن ها آدرس و مشخصات را در کامپیوتر ثبت کرده اند و کامپیوتر از طریق مودم به خط تلفن متصل است. بنابراین، با زنگ زدن تلفن، نام و آدرس شخص تماس گیرنده روی صفحه مانیتور نمایش داده می شود. پس از آن، فقط به این پیتزافروشی سفارش می دهیم، زیرا روال سفارش بسیار آسان تر است و هنگام سفارش نیازی به گفتن نام و آدرس طولانی نیست.

بسیاری از فروشندگان محصولات آموزشی که در مجله ها تبلیغ می کنند فروش قابل توجهی را از دست می دهند. شاید شما هم به مورد مشابهی برخورد کرده باشید. به تبلیغ محصولی بسیار جالب برخورد می کنید و تصمیم می گیرید آن را بخرید.

در پایین صفحه تبلیغ توضیح داده شده است که برای خرید محصول ابتدا باید مبلغ را به حساب بانکی فروشنده واریز کرده و سپس اصل قبض را به آدرس فروشنده ارسال کنید. فروشنده در صورت دریافت قبض و تایید آن، محصول موردنظر را با پست برایتان ارسال خواهد کرد.

بیایید با هم سختی چنین کاری را برای خریدار بررسی کنیم. برای خرید از این فروشنده باید به بانک مراجعه کنید و سپس باید به دفتر پستی بروید و رسید بانک را پست کنید. برای انجام این کارها می باید آدرس شخص فروشنده و همچنین نام و شماره حساب آن را روی کاغذ یادداشت کرده و با خود به همراه داشته باشید. پس از انجام تمامی این مراحل باید در خانه نشسته و منتظر دریافت بسته پستی شوید. پس به سادگی از خرید منصرف می شوید! حال فرض کنید همین فروشنده در پایین صفحه تبلیغ خود نوشته باشد:

درصورت تمایل به خرید با ما تماس بگیرید تا پیک مخصوص شرکت محصول دلخواهتان را در زمان دلخواه به شما تحویل داده و وجه کالا را همان جا دریافت کند. برای ارسال کالا و دریافت وجه از شما هزینه اضافه دریافت نخواهد شد. هزینه پیک به عهده شرکت ماست. آیا این فرایند آسان شما را به خرید ترغیب نخواهد کرد؟ مسلما اگر حق انتخاب داشتید، گزینه دوم را انتخاب می کردید. حال فرض کنید مشتری یکبار محصولی از شما خریداری کرده است. آیا خرید بعدی را برای او ساده و لذت بخش می سازید؟ آیا اطلاعات لازم برای خرید بعدی را در اختیار او می گذارید؟ بیایید با هم ابزاری تعریف کنیم که تا به حال وجود نداشته است و از این پس از آن همیشه استفاده کنیم. اسم این ابزار را «کارت سفارش مجدد» می گذاریم. شما همیشه باید هنگام فروش و تحویل سفارش ها، این کارت را به مشتری تحویل دهید. «کارت سفارش مجدد» می تواند انواع متنوعی داشته باشد.

بسیاری از مشتریان در نگهداری شماره تماس فروشنده کوتاهی می کنند و هنگامی که به اطلاعات تماس شما نیاز دارند، نمی توانند آن را پیدا کنند. این شما هستید که باید اطلاعات تماس خود را در دسترس خریداران قرار دهید. حتی می توانید برای خرید دوم امکان تحویل رایگان در نظر بگیرید. خریدار یکبار با شما و کسب و کارتان آشنا شده و اعتماد اولیه به وجود آمده است. بنابراین، می تواند با تلفن سفارش خود را ثبت کرده و در درب منزلش آن را تحویل بگیرد. اگر فروش عمده دارید، هنگام تحویل هر سفارش، فرم سفارش دوباره را هم ارسال کنید. متعجب خواهید شد که چقدر زود سفارش های شما بیشتر می شوند. هیچ گاه به حافظه خریدار اعتماد نکنید، تمام فکر و ذکر خریدار این است که انواع محصولات شما و مشخصات آن ها را بخاطر بسپارد و با کم شدن یکی از آنان بلافاصله با شما تماس بگیرد. بنابراین، فهرصت کاملی از محصولات موجود را به همراه توضیح مختصر آن ها تهیه کرده و به خریداران ارائه کنید. اگر خدمات اتومبیل مانند تعویض روغن ارائه می دهید، برچسب کوچکی چاپ کرده و بر آن تاریخ مراجعه بعدی را همراه اطلاعات تماس نوشته و روی شیشه اتومبیل یا جای مناسب دیگری بچسبانید. اگر خدمات شما به کارکرد اتومبیل وابسته است، روی برچسب بنویسید: وقتی 15000 کیلومتر رانندگی کردید دوباره برای تعویض روغن مراجعه کنید.

اگر در زمینه تعمیرات کامپیوتر و لوازم جوانبی کار می کنید، اطلاعات خود و تاریخ تعمیر ار روی کیس کامپیوتر متصل کنید و همچنین در داخل کامپیوتر برچسب اطلاعات تماس شما به چشم خواهد خورد. فروشندگان کاغذهای اداری کاغذهای A4 را معمولا در پنج بسته پانصدتایی در یک جعبه به فروش می رسانند. بنابراین در هر جعبه پنج بسته کاغذ روی هم قرار داده شده اند. می توان روی پنجمین بسته که بسته زیرین جعبه است برچسبی متصل کرد و روی آن شماره تلفن سفارش دوباره را ذکر کرده و از مشتری تقاضاکرد که هرچه زودتر برای سفارش دوباره تماس بگیرد. مدت ها پیش برای ثبت شرکت با یکی از آگهی های روزنامه همشهری تماس گرفتم. شخص موردنظر با حوصله اطلاعات لازم را برای ثبت شرکت در اختیارم قرار داد. پس از چند روز پیامکی دریافت کردم که در آن نام شرکت، آدرس، شماره تلفن و نام شخصی که با او صحبت کرده بودم، درج شده بود و توصیه شده بود که این پیامک را در تلفن همراه داشته باشم تا در مواقع ضروری بتوانم با آنان تماس بگیرم.

پیشنهاد فروش شما چیست؟

با مشاهده روزنامه ها و مجله ها می بینیم اغلب تبلیغات مشابه یکدیگر و بسیار عمومی هستند. همگی آنها به طور غیرمستقیم می گویند: «بیایید از ما بخرید، تا ما سود ببریم و ثروتمند شویم.» ولی به این پرسش جواب نمی دهند که چرا باید از آنها خرید کنیم.

حال این تبلیغات را با تبلیغی مقایسه کنید که به طور خاص، بسته ای ویژه از محصولات و خدمات را با قیمتی خاص برای افرادی خاص معرفی می کند. چنین تبلیغی در بین ده ها تبلیغ در همان زمینه متمایز خواهد شد و احتمال فروش افزایش می یابد.



تبلیغات خود را خاص سازید

تبلیغات خاص و متفاوت همواره مورد توجه قرار می گیرد. یکی از موارد مهم برای متفاوت بودن، ارایه قیمت و توجیه آن است. بسیاری از رقیبان قیمت ها را به راحتی در اختیار علاقه مندان قرار نمی دهند و همچنین قیمت را توجیه نمی کنند. بارها از فروشنده پرسیده ام چرا این پیراهن گران تر است و او می گوید چون کیفیتش بهتر است. چنین پاسخ هایی کافی نیستند. تعریف کیفیت بهتر چیست؟

در تبلیغات خود قیمت را توجیه کنید و توضیح دهید که مشتری با پرداخت قیمت، چه مزایایی به دست خواهد آورد. همچنین حس فوریت را در مشتری برانگیزید تا بلافاصله به خرید اقدام کند.

پیشنهاداتی که به سرعت فروش را افزایش می دهند

وقتی مجموعه محصولات و قیمت آنها را مشخص کردید، نوبت به ارایه پیشنهادات فروش مناسب می رسد. پیشنهادهای فروش آزموده شده ای وجود دارند که به محض به کارگیری، فروشتان را افزایش خواهند داد. برخلاف روش هایی مانند برگزاری تبلیغات دو مرحله ای، هدف این روش فروش مستقیم محصولات است. در این روش قیمت محصول را ذکر کرده و آن را با اطلاعات مکمل توجیه می کنید که باعث می شود کالای شما بسیار باارزش به نظر برسد، سپس با ایجاد حس فوریت دلیلی به خواننده می دهید تا او فورا با بخش فروش تماس گرفته و این پیشنهاد فروش را از دست ندهد. با این که این نوع پیشنهادات فروش معمولا به صورت کتبی انجام می شوند، اما کارکنان فروش باید درباره پیشنهاد، تمام اعتراضات ممکن درباره قیمت، محصولات یا خدمات و سایر جنبه های معامله آموزش ببینند.


انواع پیشنهادهای فروش

در این بخش به نمونه های اثبات شده ای از پیشنهادات فروش مستقیم می پردازیم که خواننده را وادار به اقدام سریع جهت خرید از شما می کند.

پیشنهادات با مدت محدود

این نوع پیشنهادات مدت دار، روش مورد علاقه من در فروش است، مشتریان همیشه تمایل به تعلل دارند. آنان حتی خرید محصولاتی را که کاملا ضروری به نظر می رسد، به تعویق می اندازند. با ارایه پیشنهادات با مدت زمانی محدود بر این مشکل فائق می آیید.

در پیام های پیشنهاد فروش، دلیلی ارایه کرده و فروش ویژه را تا مدت محدودی ادامه دهید. مثلا به مشتری بگویید به تمام کسانی که تا پایان ساعت کاری چهارشنبه 10 اردیبهشت سفارش خود را ثبت کنند، یک کتاب رایگان هدیه داده خواهد شد.

آن دسته از مشتریان محصولات آموزشی من که از شهرستان ها تماس می گیرند، ابتدا بسیار پرانگیزه هستند، اما وقتی درمی یابند که برای پرداخت باید به بانک مراجعه کنند. این کار را به تعویق انداخته و پس از چند روز به فراموشی می سپارند، البته امکان پرداخت آنلاین در سایت وجود دارد، ولی بعضی از مشتریان کارت بانکی رمز دوم فعال ندارند یا از خرید اینترنتی واهمه دارند.


راه حلی یافته ام که بسیار موثر واقع می شود؛ به این ترتیب که هرگاه مشتریان تماس می گیرند تا درمورد نحوه خرید سوال کنند، به آنها توضیح می دهم که نامشان و محصول درخواستی را یادداشت کرده ام و یک پیشنهاد خوب برایشان دارم. اگر تا پایان ساعت کاری همان روز وجه را پرداخت کنند، یک محصول دیگر به عنوان جایزه برایشان می فرستم و اگر خرید به فردا موکول شود، این جایزه به آنان تعلق نخواهد گرفت. چندین مشتری تا به حال تماس گرفته و گفته اند که بانک شلوغ بوده و نتوانسته اند وجه را پرداخت کنند و تقاضای تمدید این فرصت را تا صبح روز بعد کرده اند و در نهایت خرید کرده اند.

به طور کلی خریداران وقتی درمی یابند فرصت ویژه ای فراهم شده، اما به زودی پایان خواهد یافت، تمایل بسیار بیشتری به خرید پیدا می کنند. اگر هیچ پیشنهاد مشخصی نداشته باشیم، معمولا خرید تا حد ممکن به تعویق می افتد و در بسیاری از موارد به فراموشی سپرده می شود.

پیشنهادات تخفیف قیمت

من شخصا علاقه ای به تخفیف قیمت محصولات ندارم، زیرا فکر می کنم تخفیف ذهنیت نامناسبی را به مشتری منتقل می کند. زیرا وقتی خودتان فکر کنید محصول یا خدمت تان ارزشی ندارد، حدس بزنید چه اتفاقی می افتد. بسیاری از افراد هم همین فکر را خواهند کرد.

اما درصورتی که دلیلی موجه برای تخفیف دارید، این گونه پیشنهادات می توانند موثر واقع شوند. مثلا اگر کار شما فروش لپ تاپ است و به تازگی تغییراتی در عرضه کالای خود ایجاد کرده اید، می توانید بگویید:

ما عرضه سری جدید لپ تاپ ها را آغاز کرده ایم. اما مقادیر زیادی از سری قبلی که کارایی بسیار خوبی دارند باقی مانده است. این اقلام هنوز هم سیستم های فوق العاده ای هستند. ما سرمایه گذاری سنگینی در خط جدید انجام داده ایم و در حال حاضر می خواهیم موجودی انبار قبلی را به سرعت به فروش برسانیم.

ما 127 لپ تاپ در انبار داریم. برای به وجود آوردن یک فرصت بی نظیر برای شما، آنها را نه به قیمت اصلی 890 هزار تومان، بلکه برای تامین هزینه هایمان فقط با قیمت 539700 تومان عرضه می کنیم.

به قیمت خاص 539700 تومان دقت کنید که بسیار قابل قبول تر از 550 هزار تومان است. به دلیل منطقی ارایه شده برای کاهش قیمت هم توجه کنید.

پیشنهاد عرضه با تعداد محدود

پیشنهاد عرضه محدود، برای هر نوع محصول، خدمت یا قرارداد مشاوره که افراد باید واقعا مشتاق باشند تا آن را بخرند، موثر است.

در حقیقت این روش آن قدر موثر است که گاهی می ارزد که عرضه خود را به صورت هدفمند محدود کنید. به عنوان مثال، اگر کار شما ارایه مشاوره برای ایجاد سود بیشتر در کسب و کار است، قطعا نمی توانید به مشتریان نامحدودی رسیدگی کنید. فرض کنید با محاسبه زمان لازم برای هر مشتری و زمان موردنیاز برای سایر فعالیت ها مشتمل بر بازاریابی خدمات تان به این نتیجه رسیدید که در ماه نمی توانید بیش از پانزده الی بیست مشتری داشته باشید. از آنجا که در هر صورت مجبورید تعداد مشتریان خود را محدود نگه دارید پس چرا عرضه محدود را جزیی از پیشنهاد خود نسازید؟

پیشنهاد «اجازه ندهید رقبا زودتر اقدام کنند»

این نوع پیشنهادات، یکی از موفق ترین پیشنهادات است که البته همیشه قابل استفاده نیست. در این روش با به وجود آوردن روحیه رقابتی باعث می شوید افراد برای از دست ندادن فرصت و به دست آوردن محصول یا خدمات به شما هجوم آورند.

ما محصول آموزشی خاصی برای فروشندگان خدمات بیمه ای تهیه کرده ایم و هر ماه تنها تعداد مشخصی از آن را به فروش می رسانیم و استدلال ما برای خریداران آن است که اگر این مطالب در اختیار تمامی رقیبان باشد، روش های آموزش داده شده دیگر منحصر به فرد نخواهند بود. در تبلیغات خود بازاریابان بیمه را تشویق می کنیم این بسته آموزشی را بخرند، قبل از آن که رقیبان آن را خریداری کنند. این امر آنها را به اقدام بسیار سریع و بدون تصمیم گیری های طولانی وادار می کند. در این روش، با کمیاب ساختن کالایی که اگر به دست رقیبان بیفتد آنها را در موقعیت بهتری قرار خواهد داد، سود خود را افزایش می دهیم.

بنابراین سعی کنید همواره پیشنهادات مشخصی برای مخاطب خود داشته باشید. مشتریان با محصولات بی شماری احاطه شده اند و فروش کار آسانی نیست. ارایه یک پیشنهاد مشخص می تواند فرآیند تصمیم گیری را برای مشتری آسان سازد و فروش شما افزایش می یابد.

رضایت مشتری، یک شعار لوکس نیست!

رشد روزافزون استفاده از اینترنت، ماهواره یا سفرهای مکرر به کشورهای پیشرفته تر و چیزهایی از این قبیل ذهن مشتریان را به دنیای جدیدی باز کرده و میزان توقع شان را روز به روز بالاتر خواهد برد و بدون تردید خیلی ها اگر دیر بجنبند و به چنین مقوله پراهمیتی نپردازند قافیه را خواهند باخت.


مدت هاست استفاده از عباراتی همچون مشتری مداری، مشتری محوری و توجه به مشتری باب شده است.

وقتی به برخی از کسب و کار ها در ایران فکر می کنم به نظرم می رسد که این اصطلاحات برای آن ها بیش از اندازه لوکس و غیرواقعی است، شاید به این دلیل که مشتری ایرانی هنوز به حق و حقوقش آشنا نیست، یا شاید به خاطر این که در برخی کسب و کارها هنوز رقابت شکل فشرده ای را به خود نگرفته.


درست است، ممکن است هنوز ضرورت پرداختن به چنین موضوعی را احساس نکرده باشید. ولی به هر حال در عصری زندگی می کنیم که ابزارهای ارتباطی به شدت در حال گسترش هستند.

رشد روزافزون استفاده از اینترنت، ماهواره یا سفرهای مکرر به کشورهای پیشرفته تر و چیزهایی از این قبیل ذهن مشتریان را به دنیای جدیدی باز کرده و میزان توقع شان را روز به روز بالاتر خواهد برد و بدون تردید خیلی ها اگر دیر بجنبند و به چنین مقوله پراهمیتی نپردازند قافیه را خواهند باخت.

از شما می پرسم، جایگاه این عبارات در کسب و کار شما کجاست؟ چقدر دغدغه رسیدگی به مشتریان را دارید؟ چه برنامه هایی برای جلب رضایت بیشتر آنها تداریک دیده اید؟ برای این کار چقدر زمان صرف می کنید؟ چند ساعت از وقت خود را صرف یادگیری اصول و روش های مشتری مداری و پیاده سازی آن ها کرده اید؟

در این مجال، به بخشی از آن چه که به عنوان مولفه های توجه به مشتری (customer care) شناخته می شود نظری می اندازیم:

تفکر مشتری مدارانه

حتی مشتری مدارترین شرکت های دنیا هم عاشق چشم و ابروی مشتری خود نیستند! آن ها برای ماندگاری بیشتر و کسب سود بالاتر به این کار می پردازند. می دانند که در غیر این صورت از صفحه روزگار محو خواهند شد و می دانند که شرکت های زیادی در سال گذشته و در چنین روزهایی مشغول به کار بوده اند، اما دیگر نیستند، ورشکست شده اند، تعطیل شده اند... چرا؟


شاید با مشکلات متفاوتی رو به رو شدند و شاید تفکر مشتری محور نداشتند. البته خیلی ها فکر می کنند مشتری مداری یعنی این که در مقابل مشتری خم و راست شویم. به او لبخند بزنیم و همیشه حق را به او بدهیم. اما منظور من از مشتری مداری نگرشی دیگرگونه است به مشتری و نیازها و خواسته هایش، این که بدانیم چه می خواهد و خود را چگونه با خواسته هایش همراه کنیم و این که یادمان باشد که سلائق مشتری ثابت نمی ماند و در طول زمان تغییر می کند.

او دیگر چیزهایی را که سال های گذشته می خواست نمی خواهد. بنابراین همیشه باید با حساسیت خاصی حواس مان به خواسته های مشتری باشد و دنبال راه هایی باشیم که به شکلی سودآور بتوانیم به رفع نیازها و خواسته هایش بپردازیم.

اگر آخرین ویرایش کتاب «اصول بازاریابی» استاد بزرگ و پدر بازاریابی دنیا، فیلیپ کاتلر را مطالعه کرده باشید. تغییراتی اساسی نسبت به ویرایش های اولیه آن مشاهده خواهید کرد و با چنین جملاتی رو به رو خواهید شد: «نظرسنجی که اخیرا از بازاریابان برتر صورت گرفته نشان می دهد که همگی آن ها یک هدف مشترک را دنبال می کنند: قراردادن مشتری در بطن بازاریابی. امروزه بازاریابی تنها به یک مساله می پردازد و آن خلق ارش برای مشتری و نیز برقراری روابط سودمند با اوست.

تغییرات چشمگیری در طرقی که شرکت ها با مشتریان خود ارتباط برقرار می کنند در حال وقوع است. شرکت های بزرگ گذشته، روی بازاریابی انبوه به همه مشتریانی که در دسترس آنها بودند تمرکز داشتند. شرکت های امروزی در حال ایجاد روابط عمیق تر، مستقیم تر و ماندگارتر با مشتریانی هستند که به دقت انتخاب شده اند.»

بله، هر روز شاهد آن هستیم که این واژگان به شکل عمیق تری در اذهان همه رسوخ کرده و ما نیز چاره ای جز هماهنگی با این اصول نداریم.

ما از کسب و کار خود چه می خواهیم؟ حتما شما هم با من موافقید که ما دنبال کسب و کاری پرسود، بی دردسر و ماندگار هستیم. دنبال این که سال های زیادی به کار خود ادامه دهیم. این که مشتریان راضی و خشنودی داشته باشیم که نه تنها با رها و بارها از ما خرید کنند بلکه ما را به دیگران نیز معرفی کنند و عملا با این کار هزینه جذب مشتریان جدید را به حداقل برسانند.

همه ما می خواهیم جایگاه ویژه ای در ذهن مشتریان داشته باشیم. در لیست اولویت های انتخاب آن ها قرار بگیریم و مشتریان نسبت به قیمت های ما کم ترین حسیاست ممکن را داشته باشند.

می دانیم که سود در تکرار فروش به مشتریان فعلی است زیرا با شناختی که مشتریان نسبت به شرکت و کارکنان پیدا می کنند و بالعکس، کارایی در انجام کارها به میزان زیادی افزایش یافته و بسیاری از هزینه ها کاهش می یابد و این ها موضوعاتی است که بسیاری از شرکت ها با پیاده سازی فرهنگ مشتری مداری به آن دست یافته اند.

طبق تحقیقات انجام شده در بسیاری از کسب و کارها اگر ریزش (ترک) مشتری 5 درصد کاهش یابد. بین 25 تا 85 درصد افزایش سود را شاهده خواهیم بود. آیا شما هم به کسب چنین سودی علاقه مند هستید؟


تفاوت های مشتریان امروزی

مشتریان امروز با مشتریان سال های گذشته تفاوت هایی دارند. مشتریان امروز به دلیل دسترسی به منابع اطلاعاتی فراوان به خصوص اینترنت، اطلاعات زیادی نسبت به آن چه می خرند دارند. آن ها معمولا قبل از خرید به میزان زیادی نسبت به محصول یا خدمت موردنظرشان تحقیق انجام می دهند.

پس لازم است فروشندگان آگاه تری باشیم. محصول مان و مزایایش را به خوبی بشناسیم و نسبت به رقبا نیز شناخت کافی پیدا کنیم تا بتوانیم پاسخگوی سوالات مشتریان خود باشیم. مشتریان امروزی سلائق مختلف و متنوعی دارند و این وظیفه ما را سنگین تر می کند.

دیگر نگرش هنری فورد که می گفت: «مشتری حق دارد هر رنگ اتومبیلی که می خواهد انتخاب کند به شرط آن که مشکی باشد!» کاربردی ندارد. اگر بخواهید اتومبیل مشکی خود را به زور به خورد مشتری بدهید بدانید که دیگر او تحت تسلط شما نیست. کمی آن طرف تر رقیبی حاضر و آماده، منتظر است تا اتومبیلی به رنگ دلخواه مشتری به او تقدیم کند!

مشتریان امروزی حق انتخاب های زیادتری دارند پس نمی توانیم آن ها را گروگان بگیریم! آن ها موقع تر شده اند و ما راهی جز سازگاری با توقعات شان نداریم. آن چه دیروز به عنوان لطفی از جانب ما درنظر می گرفتند امروز به عنوان وظیفه ما می شناسند و این که مشتریان امروز دوست دارند با آن ها و خواسته های شان شخصی و سفارشی برخورد شود که در این میان باید احترام و توجه را نیز چاشنی کارمان کنیم.

آن چه مشتری می خواهد

به طور کلی می توان آن چه مشتری می خواهد را در دو گروه بیان کرد: 1 – نیازهای مادی 2 – نیازهای عاطفی

منظور از نیازهای مادی کیفیت مطلوب، کمیت لازم، تحویل به موقع، کارایی بالا، کاربری آسان، عمر منطقی و قیمت معقول است و وقتی صحبت از نیازهای عاطفی می شود مواردی همچون احترام، توجه، پاسخگویی مودبانه، انصاف در معامله، پیگیری و اموری از این قبیل مطرح می شود.

بنابراین شما نمی توانید صرفا پاسخگوی یکی از این نیازها باشید و از دیگری غافل شوید. زیرا عدم توجه به هر کدام از آن ها می تواند ما را از جلب رضایت مشتری محروم سازد.

هتلی را تصور کنید که در بهترین و زیباترین نقطه شهر قرار گرفته، امکانات تفریحی خوبی دارد، اتاق های تمیزی دارد اما افرادی که آن جا کار می کنند افراد آموزش دیده ای نیستند، به شما احترام نمی گذارند، فردی را به عنوان مسئول پذیرش می بینید که انگار از دماغ فیل افتاده!

حتی جواب سلام شما را فقط با تکان دادن سرش می دهد. وقتی سوالی می پرسید با عصبانیت جواب می دهد... چقدر احتمال دارد که در صورت داشتن حق انتخاب های دیگر باز هم در سفرهای بعدی از همین هتل استفاده کنید.

از طرفی دیگر، هتلی را درنظر بگیرید که از دم در تا دم اتاق برای شما دولا و راست می شوند، همه شما را به نام صدا می کنند و دائم لبخند می زنند... اما وقتی وارد اتاق می شوید ملافه های کثیفی می بینید و اتاق بوی بدی می دهد، امکانات کافی در اتاق موجود نیست و دوش حمامش خراب است...


آیا این هتل را برای سفر بعدی انتخاب خواهید کرد؟ آیا آن را به دیگران توصیه می کنید؟ بزرگان فروش معتقدند که فروش دوم مهم تر از فروش اول است. اما هیچ کدام از این هتل ها فروش دوم را به آسانی به دست نخواهند آورد.

بنابراین می توان نتیجه گرفت که بدون توجه به نیازهای م ادی نمی توان صرفا با احترام گذاشتن به مشتری و رفع نیازهای عاطفی وی مدت زمانی طولانی این رابطه را حفظ کرد و از طرفی پرداختن به سطح مادی و کسب و کاری در رابطه با مشتری و بی توجهی به نیازهای احساسی او در شرایطی که رقبا حضور دارند، دوام رابطه را به شدت کاهش می دهد.

چه کسانی مسئول مشتری مداری هستند؟

خیلی وقت ها در اولین جلسه آموزش برای پرسنل شرکت ها در مقوله فروش و ارتباط با مشتری همین سوال را مطرح می کنم و این در شرایطی است که غیر از تیم فروش و بازاریابی، بخش های دیگری همچون تولید یا حسابداری هم در کلاس حضور دارند.

معمولا در ابتدا فقط تیم فروش و بازاریابی هستند که دست شان را بالا می برند و وقتی به دیگر واحدها اشاره می کنم چیزهایی از این قبیل می شنوم: «اما آقای وفائی، من مدیر مالی هستم.» یا «من در بخش تولید کار می کنم» اما پس از کمی توضیح، به اهمیت نقش خود در فرایند مشتری مداری به شکل واضح تری پی می برند.


بله عزیزان، تک تک اعضای یک شرکت در این امر خطیر، دخیل و مسئول هستند. از دیدگاه من، اجرای مشتری مدرای همچون مسابقه دو امدادی است، هر بخش موظف است کارش را براساس نیاز و خواسته مشتری به بهترین شکل ممکن انجام داده و آن را به واحد دیگر بسپارد.

در مسابقه دو امدادی، اگر یکی از اعضاء تیم، دونده ضعیفی باشد یا زمین بخورد، این موضوع در نتیجه نهایی، تاثیر مستقیم خواهد داشت و احتمالا تیم بازنده خواهد شد. بنابراین در یک شرکت همه افراد مسئول مشتری مدرای هستند، از مدیر ارشد گرفته تا نگهبان دم در. چه بسا مشتری از همه خدمات و محصولات یک شرکت راضی باشد اما به دلیل نحوه برخورد حسابدار، از خرید مجدد از آن شرکت منصرف شود.

نتیجه این که مدیران ارشد موظفند ضمن تسلط کافی به اصول مشتری مداری و صرف وقت برای آموزش خود و همه پرسنل، فرهنگ لازم را در کل شرکت جاری کنند تا بدین گونه بهره وری و سود سازمان را به میزان زیادی افزایش دهند.

منبع: مجله خلاقیت

۹ گام طلایی برای جذب مشتری

۱) برای جذب مشتری جدید هیچ گاه از مشتری قدیمی غافل نشوید
اگر چه جذب مشتری جدید کاری جذاب است ولی اگر مشتری قدیمی چنین بپندارد که اهمیت خود را از دست داده است از شما دور خواهد شد .
۲) پس از بروز مساله(از نظر ارتباط با مشتری)هر چه سریع تر آن را حل کنید
هیچ سازمان، کالا یا خدمتی نمی تواند برای همیشه کامل باشد. در ارتباط سازمان با مشتری امکان دارد، مساله یا شکایتی به وجود بیاید.اگر سازمانی بتواند ثابت کند که در برابر مشتری پاسخ گوست و برای او ارزش قائل شود، در آن صورت شکایت تبدیل به ابراز نظر مثبت و موجب افزایش وفاداری مشتری خواهد شد.معمولا افراد آخرین رویداد را بیشتر در ذهن خود نگه می دارند و اگر آخرین رویداد این باشد که سازمان برای حل مساله دریغ نکرده است، این اقدام میتواند موجب حفظ و تقویت ارتباط با مشتری شود.کل داستان در این است که مشتریان ناراضی بیش از مشتریان راضی، دوست و رفیق دارند.از همین دیدگاه تمایل بیشتری دارند که درباره حرکت نامناسب یک فروشگاه یا نارضایتی خود از یک محصول و خدمات به دوستان، خانواده و همتایان بگویند، ولی درباره خوبی سازمان یا فروشگاه سخن زیادی بر زبان نمیارند.
۳) همیشه حالت بدون باخت به وجود بیاورید
هیچ گاه نباید مشتری بازنده باشد. اگر در یک معامله مشتری بازنده باشد، احتمال کمی وجود دارد که باز هم به آن فروشگاه مراجعه یا از همان محصول استفاده کند.در اینجا دو راه حل وجود دارد که هم مشتری و هم فروشنده می توانند برنده باشند: الف) فروشنده برای حفظ مشتری و افزایش وفاداری او در مواردی سود کم را تحمل کند.البته برای یک دوره کوتاه مدت. ب) دادن پاداش، بابت وفاداری مشتری که در نتیجه در هر معامله سود فروشنده اندکی کمتر می شود ولی با افزایش تعداد مشتری ها این کمبود جبران خواهد شد.
۴) همیشه حق با مشتری نیست ولی مساله مهم تفهیم این موضوع به مشتری است
اغلب مشتری مرتکب اشتباه می شود.امکان دارد مشتری انتظارات نامعقولی داشته باشد.این یک واقعیت است که سازمان بدون مشتری نمی تواند وجود داشته باشد اما کارکنان واحد فروش باید بتوانند به مشتری تفهیم کنند که اشتباه از جانب او بوده است، ولی باید در این کار ظرافت عمل وجود داشته باشد.
۵) مشتری خواستار لذت است نه تامین رضایت
فقط تامین رضایت مشتری موجب ایجاد وفاداری وی نسبت به سازمان نخواهد شد،بلکه لذت بردن از محصول و خدمات موجب افزایش وفاداری خواهد شد. اگر سازمان ها بتوانند با مشتریان صمیمی شوند و به خواست مشتری گوش دهند موجب خواهند شد که آنان از این رابطه لذت ببرند. برای اینکه مشتری از محصول لذت ببرد نباید هزینه محتمل شود. اگر خدمت ارائه شده از حد انتظار بیشتر باشد، موجب لذت بردن وی از این خدمت خواهد شد.
۶) نباید فراموش کرد که مشتری حق انتخاب دارد
از آنجا که بازارها روز به روز بیشتر می شوند، هیچ سازمانی نمی تواند در مورد وفاداری مشتریان مطمئن باشد. بسیاری از مشتریان به ظاهر راضی به محض اینکه روزنه ای پیدا شود به شرکت رقیب روی می آورند. هر سازمانی که متوجه وجود فرصتی شود باید تماس های خود را با مشتریان بیشتر و رابطه را تقویت نماید. یک تلفن به مشتری برای آگاهی از دیدگاه وی درباره خرید می تواند رابطه را تقویت نماید.
۷) برای پی بردن به خواست مشتری به حرف های او گوش فرا دهید
دوره ای که سازمان ها تصمیم می گرفتند چه کالایی را عرضه کنند و سپس آن را به مشتری تحمیل می کردند به سرعت به پایان می رسد. تنها راهی که می توان متوجه خواست مشتری شد این است که به حرف های آن ها گوش فرا دهیم. اگر کسی حرف بزند و ما به او گوش ندهیم، با ما خداحافظی خواهد کرد. ارتباط بامشتری بر پایه همین اصل قرار دارد. یکی از سریعترین راه ها برای از دست دادن مشتری این است که آنها را نادیده گرفته و به آنها توجه نکنیم.
۸) درباره کالا و خدمات دیدگاه مثبت داشته باشید
کسانی که برای یک سازمان کار می کنند باید در مورد آن سازمان و محصولات آن همواره تصویر مثبتی به مشتری ارائه کنند. می گویند یک کارخانه بزرگ تولید خودرو دارای دو توقفگاه بود. توقفگاه نخست که از خیابان مجاور قابل مشاهده بود متعلق به آن دسته از کارکنان بود که با خودروی تولیدی همین شرکت به محل کار خود می آمدند. کارکنانی که با خودروهای تولیدی شرکت های دیگر به آنحا می آمدند ناگزیر بودند در توقفگاه دوم، دورتر از خیابان مجاور توقف کنند . شرکت دارای این دیدگاه بود که اگر مشتریان بالقوه مشاهده کنند که کارکنان شرکت از محصولات شرکت های رقیب استفاده می کنند ، این پرسش در ذهن آنها خطور می کرد.
۹) خود را به جای مشتری بگذارید تا احساسات او را درک کنید
همیشه ارزش آن را دارد که خود را به عنوان مشتری بدانید که به سازمان وارد می شود. همیشه خود را به جای مشتری بگذارید و آنگاه بپرسید: آیا این سازمان از ورود من استقبال به عمل می آورد؟ هر قدر مشتری را بیشتر درک کنید توازن بین مشتری و محصول به صورتی در می آید که کفه ترازو به نفع مشتری سنگین تر خواهد شد.